*يه روزی وقت جنون، همين که داشت ذهن غروب چشم شب و تاريک می کرد، شاه پری اله ها، تو حوض مست شبنمها، سرفه های چنگکی آشفته رو ريخت روی راز تنهايی*
قاليچه هم در پی باد، به عشق حس قناري، سخره ها رو راضی می کرد به رفتن و ادامه و روزمرگي.
ادامه
*اگه دومرتبه بريم بهشت ديگه ميوه ممنوعه، ممنوع نيست؟*
اگه دومرتبه بريم بهشت ديگه ميوه ممنوعه، ممنوع نيست؟
ادامه
*در انتهای کدام ايستگاه
کلبه های غروب
متن اين قصيده را
غزل خواهد کرد؟
*
در انتهای کدام ايستگاه
کلبه های غروب
متن اين قصيده را
غزل خواهد کرد؟
ادامه
*فرشتگان در انتظار شکستند
*
فرشتگان در انتظار شکستند
ادامه
*و کفش دوزک شوريده را به
مهمانی قهوه خانه برفی بسپار
*
و کفش دوزک شوريده را به
مهمانی قهوه خانه برفی بسپار
ادامه
*شايد
وزش تنهايی
استحکام مرگ است
*
شايد
وزش تنهايی
استحکام مرگ است
ادامه
*شايد
آن تصوير
پريدن از برکه
مفهومی از امشاسپندان گمراه است
*
شايد
آن تصوير
پريدن از برکه
مفهومی از امشاسپندان گمراه است
ادامه