*هنگام باز شدن درب قديمی . هر چند سر و صدای زيادی کرد .....
اما بالا خره .. باز شد .
اين اولين باری نبود که پس از هزاران سال يا بيشتر باز ميشد ....
مهم هم نبود .
مهم اين بود که بدونی اون تو چی هست .
هر کی و هر چی هم می رفت توش ديگه بر نمی گشت . که بگه اون طرف چه خبره "
*
هنگام باز شدن درب قديمی . هر چند سر و صدای زيادی کرد .....
اما بالا خره .. باز شد .
اين اولين باری نبود که پس از هزاران سال يا بيشتر باز ميشد ....
مهم هم نبود .
مهم اين بود که بدونی اون تو چی هست .
هر کی و هر چی هم می رفت توش ديگه بر نمی گشت . که بگه اون طرف چه خبره "
ادامه
*لباس خيس زمستون اشکهای فرار وپشت سرش قفل ميزدو
رد پای برفهای کودکی و
ابرهايی که از بيشه های آينده سخت بيزارند......................
اما بالهای زنبق و تارهای آشنايی خيلی آهسته ومکرر
مکرر و آهسته
ميبافند و ميبافند و ميبافند.
*
لباس خيس زمستون اشکهای فرار وپشت سرش قفل ميزدو
رد پای برفهای کودکی و
ابرهايی که از بيشه های آينده سخت بيزارند......................
اما بالهای زنبق و تارهای آشنايی خيلی آهسته ومکرر
مکرر و آهسته
ميبافند و ميبافند و ميبافند.
ادامه
*يه روزی وقت جنون، همين که داشت ذهن غروب چشم شب و تاريک می کرد، شاه پری اله ها، تو حوض مست شبنمها، سرفه های چنگکی آشفته رو ريخت روی راز تنهايی*
قاليچه هم در پی باد، به عشق حس قناري، سخره ها رو راضی می کرد به رفتن و ادامه و روزمرگي.
ادامه
*اگه دومرتبه بريم بهشت ديگه ميوه ممنوعه، ممنوع نيست؟*
اگه دومرتبه بريم بهشت ديگه ميوه ممنوعه، ممنوع نيست؟
ادامه
*در انتهای کدام ايستگاه
کلبه های غروب
متن اين قصيده را
غزل خواهد کرد؟
*
در انتهای کدام ايستگاه
کلبه های غروب
متن اين قصيده را
غزل خواهد کرد؟
ادامه
*فرشتگان در انتظار شکستند
*
فرشتگان در انتظار شکستند
ادامه
*و کفش دوزک شوريده را به
مهمانی قهوه خانه برفی بسپار
*
و کفش دوزک شوريده را به
مهمانی قهوه خانه برفی بسپار
ادامه